أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

667

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

كردند . از مشهورترين خاندان‌هاى حضرمى ، خاندان باجنيد ، باحارث ، باناجه ، باناعمه ، عادة ، باحكيم ، بازرعه ، باعيسى و باعشن هستند . « 1 » در اينجا پرسشى كه به ذهن خواننده مىرسد اين است كه : آيا مكه مىتوانست اين همه نژاد و قوم مختلف را در خود هضم كند و همه را در يك كورهء واحد ذوب گرداند ؟ به نظر مىرسد مكه در اين كار چندان ناتوان و ناموفق نبوده است ؛ زيرا شاهديم كه مشهورترين خاندان‌هاى موجود در حجازِ امروز ، منهاى اشراف و آل شيبه و برخى ديگر از خاندان‌هاى عربى ، اصليت آنان هندى ، مصرى ، مغربى « 2 » يا اقوام ديگر است . با اين حال ، اين خاندان‌ها اصل و اساس خود را كنار گذاشته ، شيوهء جديدى را در لباس و آداب و زبان فرا گرفته‌اند . البته من مدّعى آن نيستم كه اينها رنگ و لعاب قريش را دارند ، اما به هر حال ، وضعيت جديد برگرفته از فضاى مكه است كه خودش تركيبى از نژادهاى مختلفِ فراوان بوده است . اگر بخواهيم روشن‌تر در اين باره اظهار نظر كنيم مىتوانيم بگوييم كه نژادها و اقوام مختلف ، هر كدام به نوعى در تكوين فرهنگ فعلى مكه مؤثر بوده‌اند ؛ آنچنان كه با شكل‌گيرى چنين فرهنگى ، تمامى ساكنان و مجاوران به يك اندازه در آن ادغام شده و آثارشان در بيشتر آداب و عادات و زبان و روش زندگى موجود در اين شهر ديده مىشود . اگر در همين مرحله‌اى كه هست ، مهاجرت قطع شود و ادامه نيابد ، افراد موجود تا مدتى بعد ، اين را كه ميان آنان هندى و مصرى و جاوه‌اى هست ، فراموش خواهند كرد ، اما ادامهء آن مهاجرت سبب مىشود كه مهاجران قبلى هم اصل و نسب خود را امتداد دهند و اين به خاطر وارد شدن افراد جديد و رنگ و لعابى است كه از يك قوم همچنان ادامه مىيابد . همين مطالب را در بارهء مدينه و جده هم مىتوان گفت .

--> ( 1 ) . توجه داريم كه پيشوند « با » در خاندان‌هاى مكه ، همه متعلق به حضرموتى هاست . ( 2 ) . فراموش نكنيم كه مكه به دليل موقعيت آن در ميان قبايل حجاز ، كسانى از اين قبايل در آنجا ساكن مىشدند و بسا به‌مرور نَسَب طايفه‌اى خود را فراموش كرده به شغل خود منسوب مىشدند و بعدها تصور مىشد كه اين فرد از بيرون از حجاز آمده است ( عاتق ) .